تبليغاتX
روزمرگی ها

روزمرگی ها

مي توانستم همچو لبخند

                          برلبانت جان بگيرم

                                     يا بلغزم همچو اشكي

                                                          كنج لبهايت بميرم

         اگر از آنهمه شوق و آرزو

       مانده در قلب تو هم بگو بگو

                                      زمزمه كن همه را به گوش من

                                                          تا بگيرم بوي باران

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387 9:45 توسط ساناز |


پرنده اي را كه دوستش داري

رهايش كن

اگر

عاشقت باشه برمي گردد

و

اگر

برنگردد هيچ وقت عاشقت نبوده

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387 12:38 توسط ساناز |


 

ايستادي توي ساحل و به كف موج هاي دريا نگاه مي كني ! قطره هاي بارون آروم آروم به تنت برخورد مي كنن و سرماي عميقي تا عمق وجودت نفوذ مي كنه و بدنت مي لرزه مثل وقتهايي كه تنهايي بهت نفوذ مي كنه و حس بدي پيدا مي كني ، يه نيرويي مي كشدت طرف دريا اما ترس نمي ذاره !براي يه لحظه دلت مي خواد مثل اون بطري خالي نوشابه باشي كه روي آب غوطه وره و غرق نمي شه ! اما خوب نگاش مي كني دلت براش مي سوزه !كافيه يه سنگ ببندي بهش و براش يه لنگر درست كني ! موج هاي خشمگين ميان و خودشونو مي كوبن به ساحل حتي ماهي هاي كوچيك رو مي بيني كه موج پرتابشون كرده بيرون و دريا پسشون نگرفته !اما تو هنوز اون وسطي ! نه عقب مي ري نه جلو و نه غرق مي شي !مدام بدون هيچ نتيجه اي همون جا كه هستي مي موني و تا آخر عمرت بي هدف بالا و پايين مي ري و آخرشم هيچي ! تاحالا فكر كردي خيلي از ماها هم همينظوري مثل اين بطري خالي تو اين درياي زندگي غوطه ور و بي هدف شب و روز رو مي گذرنيم و نه مي رسيم و نه دل مي كنيم ؟ قصه زندگي چندتامون همينه و اسمشو گذاشتيم سرنوشت؟

كاش مي شد برسي به ساحل ! كاش تو هم ميشدي نامه بر و اميد يه آدم ! آدمي كه دلش مي خواد تو برسي به ساحل ! كاش لنگر خواب و نخوت رو باز مي كردي و خودتو مي سپردي به دست موج هاي عاشقي ! هرچند كه ممكنه مثل ماهي هاي كوچولو ، رو سنگ ها جون بدي و يا مثل گوش فيل ها و صدف ها خرد بشي اما حتي اگر تبديل بشي به شن ،احساس بهتري از غوطه ور موندن تا ابد داري ! حاضري اين لنگر رو باز كني؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 8:50 توسط ساناز |


 

در مداد 5 خاصيت است كه اگر به دستشان بياوري ،تمام عمرت به آرامش مي رسي:

1-   مي تواني كارهاي بزرگ كني ، اما نبايد  هرگز فراموش كني دستي وجود دارد كه هر حركت تورا هدايت مي كند . اسم اين دست خداست ،اوبايد تورا هميشه در مسير اراده اش حركت دهد.

2-   گاهي بايد از آنچه مي نويسي دست بكشي و از مداد تراش استفاده كني. اين باعث مي شود مداد كمي رنج بكشد. اما آخر كار ،نوكش تيزتر ميشود . پس بدان كه بايد رنج هايي را تحمل كني ،چرا كه اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شود.

3-   مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاك كردن يك اشتباه ،از پاك كن استفاده كنيم . بدان كه تصحيح يك كار خطا ،كاربدي نيست،در واقع براي اينكه خودت رادر مسير درست نگه داري مهم است.

4-   چوب يا شكل خارجي مداد مهم نيست ،ذغالي اهميت دارد كه داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.

5-   و سرانجام : مداد هميشه اثري از خودبجا مي گذارد. بدان هركار در زندگيت مي كني ،ردي بجا مي گذارد و سعي كن نسبت بهركاري مي كني ،هوشيار باشي و بداني چه مي كني؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 15:31 توسط ساناز |


ديدن همان تجربه ناب "خود" است

در آيينه هر آنچه كه ديده مي شود

"ديدن"خودآگاهي ست

كسي كه خودرا مي بيند

در مي يابدكه پاره اي از يك كل يك پارچه است

او اين را نيز مي فهمد كه هر چيزي

نمادي از چيزهاي ديگر نيست

بلكه نمادي از خود است

هر چيزي

نماينده خودش است

گل،نماد عشق نيست

بلكه نماد خودش است

كوه نماد قدرت و استحكام نيست

بلكه نماد خودش است كه از قدرت عزيزتر است

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 9:56 توسط ساناز |


 

مردي نزد شيوانا آمد و مغرورانه به او گفت :" همسري دارم كه وقتي بمن مي نگرد از چهره و هيكلم به وجد مي آيد و مرا عاشقانه دوست مي دارد!!درحاليكه قبل از آن گمان مي كردم چهره ام كاملا معمولي است !بنظرشما در وجود من چه چيززيباو دوستداشتني است كه او اين چنين ديئانه وار مرا مي پرستد!؟"

شيوانا سري تكان داد و گفت:"اوتورا نه بخاطر شخصيتت بلكه بخاطر شخصيتي كه از هنگام باتوبودن پيدا مي كند ،دوست دارد."اوبايد كسي را دوست بدارد و چون به خاطر شرايط خانوادگي و محيط دهكده ، تو تنها شخص مناسب بودي اين جريان عشق به سمت تو جاري شده است . قدر اين نعمت را بدام و بي جهت به آن مغرور مشو و گمان نكن كه تمام عالم شيفته چهره و اندام تو هستند.!"

منو ببخش...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 10:49 توسط ساناز |


در مسير زندگي هر يك پيش مي رفتيم

تو به راهي و من به راهي ، براي مسافتي

باهم همسفر شديم ، در اين مدت خنده ها

و گريه هايت برايم هديه بود، همه را تا پايان راه

نگه خواهم داشت تا اگر باز ،يكي شديم

از خاظره ها تجليل كنيم

 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387 12:58 توسط ساناز |


پيوند:

عقد دو آگاهي براي حدوث آگاهي سوم

و تكرار مجدد داستان آدم و حواست

پس تو

لا اقل بكوش تا به درخت نزديك نشوي!!

بدان كه :

زندگي با وجود مرگ ، محكوم به گذرايي و طنزآميزي است

پس

هيچ چيز به اندازه ي جدي نگرفتن ، به پايداري زندگي كمك نمي كند.

بكوش:

تا ميليونها سلول عصبي خودراكه به عمليات بسيار پيچيده اي مشغولند ،صرف بحث و جدلهاي پوچ و بي معني نكني.

بكوش :

تا بيشترلحظات زندگي را با سكوت و لبخندپركني

چراكه اگر بگويي،

بي گمان خواهي شنيد

اگر بشنوي، بي گمان خواهي گفت

و اين چرخه ي معيوب ،براي هميشه ادامه خواهد يافت.

بكوش:

تا از طبيعت و جلوه هاي شگفتي آفرينش سخن بگويي تا انسان طبيعت ، كه هميشه و هميشه دعواها بر سر صحبت از انسانهاست .

از خدا بياموز كه چگونه از طبيعت سخن مي گويد.

اگر نتوانستي ،

سخن را از انسان طبيعت به طبيعت انسان بكشان تا به هويت كسي متعرض نگردي .

بكوش:

در زندگي كمتر از بايد

و

بيشتر از شايد بهره بگيري.

بدان!

اگر شايد كسي را بگيري ،

او بي گمان

بايد تورا خواهد گرفت

بكوش:

لبخندت

هديه اي باشد تا همواره به ديگران بدهب.

اگر:

كارهاي شخصي ات را خودت انجام ندهي ،

احساسي از تحميل در فرد مقابل ،شكل خواهد گرفت!

اگر:

مقايسه را اززندگي خود دور نسازيد،

قطعاَ او شمارا اززندگي تان دور خواهد ساخت،

پس بكوش تا

زن تو،تنها زن دنيا و

مرد تو ، تنها مرد دنيا باشد.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 16:8 توسط ساناز |


خدایا بی پناهم

                   زتو جز تو نخواهم

                                         اگر عشقت گناه است

                                                                           ببین غرق گناهم

 

 

الهی به امید تو

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 11:22 توسط ساناز |


. . . . . . . چه كوته است بام قصه هاي من ...

+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387 14:1 توسط ساناز |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من سانازم و سال آخر دانشگاه . 23 سالمه .


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اسفند 1387

بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin